تبليغاتX
ما باید خود را تغییر دهیم

ما باید خود را تغییر دهیم

درج مطالبی برای توسعه انسانی, اجتماعی و اخلاقی جامعه ما

جایگاه اخلاق کجاست

با سلام

اخلاق با فرهنگ ما چه نسبتی دارد؟ و منشائ بی اخلاقی ها در جامعه ما چیست؟

می دانیم که طبق فرموده پیامبر گرامی  بعثت آن بزرگوار برای توسعه مکارم اخلاقی بوده است و این کلام به این معنی است که اخلاق مقدم بر دین اسلام وجود داشته و اساسا ادیان آسمانی بر مبانی اخلاقی استوار می باشند. اگر اخلاق را از دین حذف کنند تنها چیزی که باقی می ماند مراسمی ظاهری وسنت هائی اجتماعی خواهد بود . تمام متون مقدس دینی اعم از اسلام همه تاکید بر مبانی اخلاق دارند و شواهد فراوانی در این مورد می توان آورد مانند :کسی که وفای به عهد ندارد  دین ندارد . واینکه دروغگوئی ِ غیبتِ آبروریزیِ کلاهبرداریِ فریب کاری ِاز گناهان کبیره محسوب شده  ودر عین حال جزو مفاسد اخلاقی شمرده می شوند و امثال آن .

در سیستم آموزشی ایران اخلاق بسیار کم رنگ است وهمواره در حاشیه مطرح بوده است. تبلیغات دینی هم در جامعه از تاکیدات اخلاقی فقیر بوده و پر از احکام وعبادات و اعتقادات است و در کتابهای دینی مدارس نیز بیش از آنکه به نوجوانان اخلاق آموزش داده شودِ از اعتقادات و شرعیات وتاریخ اسلام سخن گفته شده و به دلیل اینکه  بزرگتر ها خود چندان پایبند اخلاق نیستندِ خود به خود احساس حاشیه ای بودن مباحث اخلاقی از ابتدای نوجوانی در افراد شکل می گیرد وبه همین خاطر است که به راحتی مبانی اخلاق درجامعه  زیر پا نهاده می شود.

اگر یکی از پایه های اخلاق را رعایت حقوق  اجتماعی اقتصادی و فرهنگی دیگران و احترام به حیثیت وشخصیت آنها(حق الناس) بگیریم  بایستی این موضوع در وجود تک تک افراد جامعه نهادینه شود وبه عنوان خط قرمزی برای زندگی اجتماعی در آید. کتابهای درسی مرتبط نیز باید به کلی دگرگون شده و اخلاق را در سر لوحه آموزش های خود قرار دهند.

   البته برای رسیدن به این مقصود ابتدا باید احساس نیاز وضرورت در باره این موضوع  در مسوولان ایجادشود وگر نه تا بر خورد با اخلاق به صورت فعلی است نمی توان به تحولی در جامعه امیدوار بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 14:16  توسط یوسف زاده  | 

به نام خدا

   حوزه های تصمیم سازی در جامعه به طور عموم دو حوزه می باشد: دولت ها و احزاب  .البته در جوامعی که وابستگی خاصی به کشور های دیگر دارند عامل خارجی نیز در این موضوع دخیل است.

   در مورد دولت ها باید گفت که نظام کارشناسی دولت در هر سطحی که باشد در تصمیمات آن بسیار موثر است البته اگر به کار کارشناسی بهائی قائل باشند وگرنه تصمیمات، شخصی وروی پیشامد های روزمره گرفته خواهند شد و عواقب آن به نفع جامعه نخواهد بود.

   تجربه کشورهائی که توانسته اند از باتلاق عقب ماندگی تاریخی رها شده وخود را در مسیر رشد وتوسعه پایدار قرار دهند، نشان می دهد که در این جوامع ، احزاب نقش تعیین کننده ای در تصمیم سازی ها وتربیت کادر های کارآمد اجرائی ایفا می کنند و در رقابت با هم دیگر تلاش در ارائهء برنامه های بهتری برای اداره کشور های خود می نمایند واز این طریق هم توسعه می یابند وهم شرائط رشد پایداری را برای کشور خود فراهم می کنند. در این کشور ها عقلانیت سیاسی حاکم است وتصمیمات روی احساسات وایدئولوژی ها گرفته نمی شوند ؛تنها ایدئولوژی در آنها منافع ملی است . 

   کشور ما با وجود آنکه در منطقه ای بسیار حساس واقع شده و بیش از همه کشور ها نیاز به عقلانیت دارد، ولی خودرا از ساز وکار احزاب محروم ساخته و علاوه برآن در سالهای اخیر نیز ضربات جبران ناپذیری به حوزه کارشناسی ، چه در درون دولت وچه در دانشگاها زده است. عاملی که از گسترش احزاب جلوگیری می کند ، نگاه ایدئولوژیک حکومت به جامعه ،تاریخ وفرهنگ است. حکومت می خواهد همه چیز وهمه جا رنگ وبو وگرایش دینی ،با تفسیر رسمی، بگیرد وبا تفکرات دیگر به شدت مقابله می کند و با توجه به اینکه شرط وجود احزاب آزادی تفکر است، بنا براین احزابی که مغایر با تفکر حاکم می اندیشند عملا دچار تنگنا های مختلف گشته وافراد وابسته به آنها زمینه های فعالیت سیاسی را از دست می دهند. ومعلوم است که چنین سیستمی پاسخ گوی توسعه نیست.

  چه باید کرد؟ در باره این سوال سخن ها گفته شده وبحث های بیشتری هم لازم است .اجمالا اینکه  اولا حکومت باید با پیروی از عقلانیت سیاسی ،در تصمیمات خود از نظرات کارشناسان نخبه کشور سود ببرد و ثانیا در دیدگاه های خود نسبت به آزادی اندیشه تجدید نظر کند . به متفکران دگر اندیش اجازه نشر افکار خود وفعالیت فکری در دانشگاه ها ومحیط های فرهنگی ومطبوعات بدهد و امکان فعالیت احزاب دگر اندیش  وامنیت فیزیکی وروانی آنها را فراهم ساخته وآنها را در قدرت سهیم کند.  معیار های نمایندگی را از حالت استصوابی خارج و از یک دست کردن حاکمیت خودداری کند. در این صورت اصلاحات واقعی اتفاق خواهد افتاد و می توان به حل مسائل کشور ورسیدن به توسعه پایدار امیدوار بود.به امید آن روز

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 11:59  توسط یوسف زاده  | 

بنام خدا

آقای دکتر سریع القلم یکی از محققین واستادان  کشور کتابی دارد به نام عقلانیت وآینده توسعه یافتگی در ایران که انصافا تحلیلی عالمانه و در نوع خود کم نظیر است. در این کتاب نخبگان را به دو گروه تقسیم بندی می کند. گروهی نخبگان فکری و گروه دیگر نخبگان ابزاری .

نخبگان فکری شامل دانشگاهیان نویسندگان محققان کارشناسان وهنرمندان واز این قبیل که اندیشه وراه کار و روش تولید می کنند. نخبگان ابزاری شامل سیاست مداران مدیران و فعالان اقتصادی .

برای راه یابی به توسعه پایدار تعامل وهمفکری این دو گروه از نخبگان از ضروریات مهم جامعه به شمار می رود. مهمترین اصل توسعه سازماندهی نخبگان وایجاد ائتلافی منطقی وعقلائی بین نخبگان فکری وابزاری ـ خصوصاسیاسی- می باشد. لازمه این کار ایجاد تشکل های مختلف نخبگان وحمایت از آنها برای تولید فکر واندیشه است .در بسیاری از کشورهای جهان سوم که در مسیر توسعه پایدار قرار گرفته وبه سرعت در حال رشد هستند این الگو مورد عمل واقع شده است. 

خواندن این کتاب را به همه دلسوزان  جامعه توصیه می کنم.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 16:55  توسط یوسف زاده  | 

از برخي کشورها مثل بنگلادش و افغانستان که بگذريم، رانندگي در دنيا يک امر «جمعي» است ولي در ايران يک امر «فردي» تلقي مي‌شود. رانندگي در ايران يعني «مي خواهم خودم را با خودرو به مقصدم برسانم». پس رانندگان ديگر، «رقيب» من هستند و من نبايد از رقبا عقب بمانم. اين نگرش در عمل چگونه خود را نشان مي‌دهد؟ (بعد از دیدن عکس ادامه مطلب را بخوانید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 19:49  توسط یوسف زاده  | 

سلام

ترسیم اهداف عالی در ذهن وتمرکز روی آنها وتلاش برای رسیدن به آنها زمانی در انسان شکل می گیرد که انگیزه های لازم را در خود ایجاد کند وحاضر شود که از برخورداریها ولذت های فوری چشم پوشی نماید. بیشترین ترمز در مسیر  رسیدن به اهداف مشغول شدن به مسائل پیش پا افتاده و زود گذر وعدم همت برای زحمت کشیدن وکار کردن است . تغییر در انسان زمانی اتفاق می افتد که انگیزه ها با تلاش وحرکت پی گیر وجهت دار همراه شود. یک نکته را نباید از یاد برد که هیچکس در این راه از راهنمائی افراد آگاه بی نیاز نیست وبدون توجه به این موضوع ممکن است سر از ناکجا آباد در آورد . به امید اینکه ما هم در هر موقعیتی که هستیم در جهت ایجاد تحول در درون خود برای ساختن جامعه ای نمونه که در آن به حقوق انسانی همه احترام گذاشته شود ومحرومیت ها و نابسامانیها محو شده باشد تلاش کنیم.

روز های پر برکت ماه رمضان وشب های پر راز ورمز آن  خصوصا شبهای قدر فرصت کم نظیری برای اندیشیدن در خویش است آنرا غنیمت بدانیم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 11:4  توسط یوسف زاده  | 

تغییر

سر من از ناله من دور نیست               لیک چشم وگوش را آن نور نیست

آتش است این بانگ نای ونیست باد      هرکه این آتش ندارد نیست باد

تغییر چیست که در درون انسان می افتد. هر انسان مقصودی در دل می پروراند. بسته به اینکه چه میزان بدان وابسته باشد در راه آن خواهد کوشید . اگر زمانی انسان به خاطر رسیدن به مقصود خود حاضر به انجام هزینه های زیادی شده واین کار در اولویت اول زندگی اوواقع شود وهیچ دلمشغولی دیگری او را ازرفتن به دنبال مقصودش باز ندارد وحتی خود را نیز فراموش کند می توان گفت که او عاشق شده است و این عشق اکسیری است که در درون انسان طوفان بر پا می کند و به کلی او را متحول می سازد. آیا تغییر کردن در درون به اولویت زندگی ما تبدیل شده است؟ وقبل از آن آیا اصلا می دانیم که چه تغییری در خود ایجاد کنیم؟

 قبلا اگر پذیرفته باشیم که توسعه انسانی و تحول در درون ما ایرانی ها لازمه خروج از عقب ماندگی وحرکت به سوی توسعه اجتماعی واقتصادی است  می توانیم به این سوال پاسخ مناسب دهیم .

هدف من در اینجا طرح مساله است تا بلکه بتوانیم با بهره گیری از نظرات  عزیزان همراه  به اخلاق اجتماعی والاتری دست پیدا کنیم وآرمانهای اجتماعی خود را جامه عمل بپوشانیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 11:54  توسط یوسف زاده  | 

توسعه انسانی

سخن از توسعه اقتصادی واجتماعی بدون توسعه انسانی شاید بی معنی باشد چرا که همه تحولات مربوط به توسعه را انسانها شکل می دهند وتا انسانها توسعه یافته وآموزش دیده نباشند  توسعه ای اتفاق نخواهد افتاد.توسعه باید درون زا باشد بدین معنی که نیاز آن از درون احساس شود وبا انگیزه ها وبرنامه ریزی داخلی جامعه انجام گیرد وبه صورت تحمیل از بیرون نباشد. باید دید چگونه می توان انسانها را توسعه داد. البته در اینجا منظور من  انسان ایرانی است با خصوصیات مربوط به خود.توسعه  انسانی را بیائید در این مرحله تغییر نگرش نسبت به خود وجامعه و احساس تعهد نسبت به سرنوشت جامعه وپیوند دادن منافع خود با منافع عمومی معنی کنیم. این معنی البته می تواند وباید کاملتر ودقیق تر شود. باید ببینیم چه تحولی در ایرانیان لازم است اتفاق بیفتد.

وجه دیگر موضوع اینستکه مسائل سیاسی واقتصادی وانسانی تاثیر متقابل دارند وموضوع مطالعه چند وجهی وپیچیده می باشد وبنا برا ین رسیدن به راه حل پیچیده خواهد بود.مهم اینست که ضرورت این تحول باید درک شود وانسان ایرانی جز با تغییر  وتوسعه خود در وضع موجود در جا خواهد زد وهمواره حسرت پیشرفت جوامع دیگر را خواهد خورد. عزم .امید و توکل به خدا مسیر را باز خواهد نمود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 12:59  توسط یوسف زاده  | 

روشمند عمل کنیم

در مطلب پیشین این سوال مطرح شد که عامل اصلی در عدم حل مسائل جامعه ما چیست. من در این مورد اعتقاد دارم که  برای پاسخ به این سوال باید روشمند عمل کرد.نخست باید فهرستی از مشکلات موجود تهیه ودر مورد هرکدام از آنها شواهد لازم جمع آوری  وسپس اصلی وفرعی شوند.آنگاه در موارد اصلی بررسی های ماهیتی انجام گیرد و در این صورت است که می توان روشی برای شناخت دقیق تر ارائه و راه حل های ممکن پیشنهاد شوند.برای جمع آوری بعضی شواهد دوستان را اجاع می دهم به سلسله مقالات مفید آقای محمد مطهری در سایت تابناک.که البته همان مقالات هم نیاز به نقد وپالایش دارند.به امید دریافت نظرات مفید شما

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 11:22  توسط یوسف زاده  | 

به نام خداوند جان و خرد             کز این برتر اندیشه بر نگذرد

سلام به همه دوستان وهم وطنانم که درد پیشرفت کشور عزیزمان ایران و حرکت آن به جامعه ای انسانی و نمونه را دارند. شروع این وبلاگ با این هدف صورت گرفته که بتوانم اندیشه های خود را هم برای دوستانی که دغدغه های مرا دارند وهم برای آنهائی  که شاید توجه کافی به این زمینه از تلاش ندارند بیان کنم باشد که با استفاده از همفکری ها دریچه هائی گشوده ورا هائی برای رفع بن بست های تحول وپیشرفت یافته شود . ودر این راه از پروردگار مهربان توفیق و یاری می خواهم.

سوال اینست : جامعه ما چه مشکلی دارد که نمی تواند مسائل خود را حل کند و نخبگان و اندیشمندان آن همواره دغدغه دارند و این تنگنا به سامان نمی آید؟ وبه زبان ساده تر گیر کار کجاست؟ آن عامل کلیدی که بتواند بر این قفل فروبسته بیفتد و دری از صلاح به روی ما بگشاید چیست؟

از همه دوستان وصاحب نظران دعوت می کنم که با نظرات سازنه ونقدهای احتمالی خود بحث را پر بار تر سازند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 10:59  توسط یوسف زاده  |